| ثبت نام | راهنمايي | ليست كاربران | گروه های دسته جمعی | تقويم | جستجو | نوشته های امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
|
|
|||||||
|
به سايت تخصصي موبايل و کامپيوتر خوش آمدید.
اگر اين اولین بازديد شما از سايت تخصصي موبايل و کامپيوتر هست لطفا" به مطالب زیر توجه فرمایید.
|
![]() |
|
|
ابزارهاي موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 |
|
مشاهير موسيقي
غلامحسین بنان
استاد غلامحسین بنان" در ارديبهشت ماه سال 1290 خورشيدی در تهران خيابان "زرگنده" (قلهک)،در خانواده اي متمول و صاحب جاه، به دنيا آمد. پدرش "كريم خان بنان الدوله نوری" و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی ميرزاركنی (ركن الدله) برادر ناصرالدين شاه يا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصيه استاد "نی داود" به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايی های مادرش كه پيانو را بسيار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد، مرحوم "ميرزا طاهر ضياءذاكرين رثايی" و سومين استادش مرحوم "ناصرسيف" بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در راديو آغاز كرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان مي خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغازمی كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد:"شما نواختن ويولن را قطع كنيد" و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت و استادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند. صدای بنان، بسيار لطيف و شيرين، زيبا و خوش اهنگ بود، كوتاه می خواند ولی درهمين كوتاهی، ذوق و هنر بسيار نهفته است، غلت ها و تحريرهای او چون رشته مرواريد غلطانی، به هم پيوسته و مانند آب روان است. از سال1321 صدای "غلامحسين بنان" ، همراه با همكاری عده ای از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراوانی در سراسر كشور پيدا كرد. خالقی او را در اركستر انجمن موسيقی شركت داد و با اركستر شماره یک نيز همكاری خود را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد "گلهای جاويدان" بنا به دعوت استاد ارجمند داود پير نيا با آن همكاری داشت. بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا كرد و انچه كه امتياز مسلم صدای او را پديد می آورد، زير و بم ها و تحريرات صدای اوست كه مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در آواز قديمی و كلاسيک ايران استاد بود، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين معرف اين ادعاست. غلامحسين بنان به سال 1315 خورشيدی به سمت بايگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم "فرخ" كه وزير خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزير به كار پرداخت. بعد از تغيير كابينه، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزينی و مدتی هم مسؤوليت تحويل كوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زيبای كشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به كار مشغول شد و در سال 1334 ريئس شورای موسيقی راديو شد. بنان در سال 1336 ه_ش در یک سانحه اتومبیل چشم راست خود را از دست داد. در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو،خواندن را کنار گذاشت و زمان "قطبی" به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گل های جاويدان و گل های رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه رهاورد اين همكاری ها ده ها برنامه گل های جاویدان، گل های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. غلامحسين بنان مدت ها بود كه مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود و از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگی بيان نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های "پری بنان" همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نيفتاد و سرانجام درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشيدی در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت. گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه های رادیویی همراه با ارکستر گل ها و تکنوازان آن اشاره کرد. بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان "تنها"،ماهور با پیانوی "رضا محجوبی"، همایون با "مرتضی محجوبی" و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از "محجوبی"، دیدی ای مه آهنگ از "یاحقی"، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از "وزیری"، حالا چرا آهنگ از "خالقی" اشاره کرد. "احمد ابراهيمی" و "کاوه ديلمی" از شناخته شده ترين شاگردان اين هنرمند برجسته به حساب می آیند. "مرتضی نی داوود" نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می شد. در سال 1296ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمانها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود،او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد. بنان موسیقی را از " مرتضی نی داوود" و آواز را از "میرزا ضیاء الدین رضایی" فرا گرفت و از آنها نکته ها آموخت و از ردیف های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. بنان اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود. اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد.بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود. بعدها از کلاسهای "روح الله خالقی"،"ابوالحسن صبا"و"مرتضی محجوبی" و دیگر هنرمندان بهره ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می دانم. می گویند بنان بم ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی،صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.بعدها به صلاحدید"کلنل وزیری" و "خالقی" ،صدایش را پایین تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل انگیز شد. " صبا" می گفت:"بعضی تحریر ها را هیچ کس به جز بنان نمی تواند درست بخواند" تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز ،کشش صدا ،غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است. "فرهاد فخرالدینی" می گوید: "بنان به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج ،یا کم و زیاد بخواند." بنان ذر انتخاب شعر و درست ادا کردن آن،بیش از اندازه دقت می کرد و در نتیجه وقتی شعر را می خواند آنچنان را آنچنان تر می کرد. بنان در انتخاب شعر و موسیقی ، سخت خوش سلیقه بود. " روح الله خالقی" می گوید: "صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام" اگر به یکی از تصنیفهای بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان،شکستن کلمه، نابجا خواندن،درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی شود. اوج،جای خود را دارد و فرود هم .اینجاست که هنر تبلور پیدا می کندو بنان را در صدر می نشاند. نوع ادای کلمات ،جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است. "علی تجویدی" می گوید: " مرا عاشقی شیدا" را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد.بنان علاوه بر شعر هایی که از سروده های " رهی معیری" از سروده های "نواب صفا" نیز استفاده می کرد: یاد باد آن همدلی،آن همدمی،آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی از کارهای به جا مانده بنان می توان به" بوی جوی مولیان" در بیات اصفهان که "روح الله خالقی " آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبانها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم "من از روز ازل" ساخته استاد" مرتضی محجوبی" در مایه سه گاه است.در سال 1319 ه_ش که رادیو تأسیس شد ،بسیاری از هنرمندان به رادیو دعوت شدند که در صدر آنها بنان بود.که در سال 1321 این همکاری را پذیرفت و در برنامه "گلهای جاویدان" ،"برگ سبز" و"گلهای رنگارنگ" که به همت شادروان" داوود پیر نیا" تهیه و تدوین می شد،عاشقانه به کار پرداخت.پس از آن بود که نام و آوازه بنان در همه جا پیچید و به عنوان یک آواز خوان و تصنیف خوان حرفه ای از شهرت جهانی برخوردار شد. بنان مردی مبادی آداب ،خوش لباس ،خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لبهای این هنرمند می شکفت. و می گفت:" این لبخند،قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل تر می کند" خانه بنان در بلندیهای جمال آباد شمیران ،یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان "حالا چرا" را در عشاق و بوسلیک ،"امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم" را در ابوعطا،"به یاد صبا "را در سه گاه و "همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی" را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالاییها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی،چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سالها را نداشت. در سالهای آخر عمر تنها سرگرمی استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می توانید در "نور و نوا" که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیفتید که در خانه ،جای او را پر کرده است. سرانجام استاد بنان در ساعت45/6 بعد از ظهر هشتم اسفند سال 1364 در بیمارستان ایرانمهر به دیار باقی شتافت. روحش شاد |
|
|
| کاربران متشکر از اين پست: | GsM (15-02-2007) |
| تـبـلـيـغـــــــات | |
|
|
|
|
|
#2 |
|
امين الله حسين: امين الله( تولد 1282 ه.ق) زادگاه خانواده حسين سرزمين خراسان است.وي در ابتداي امر حسب ميل خانواده خود در پزشكي به دانش اندوزي پرداخت ولي بزودي از اين كار چشم پوشيد و به سوي دانش و هنر موسيقي رهنمون شد.وي سالها در شهرهاي اروپايي كنسرت اجرا نمود و براي خود شهرت بين المللي پيدا نمود. منتقدين هنري او را در رديف مبتكرين و بزركان موسيقي قلمداد كرده اند. آثار مهم او به قرار زير است: 1- سمفوني ها ( سمفوني شن هاـ خرابه هاي تخت جمشيد ـ ايرانيا ) 2- باله ها ( پرواز به سوي نورـ چشمه اشك ـ مينياتورهاي ايراني ـ قصه ايراني ) 3- كنسرتوها براي پيانو و اركستر ( سه قطعه به اين نام با نمرات 1و2و3 ) 4- قطعات براي پيانو ( ساز و آواز تاتاري ـ دورنماي تابستان ـ شب طوفان ـ باران پاييز ـ ...) 5- آوازها ( زرمه ـ گل و بلبل ـ اوهه ـ دختر گل فروش ـ آواز شتربان ـ اي ساربان |
|
|
|
|
#3 |
|
ابوالحسن صبا: ابوالحسن.(1336-1281 ش) فرزند كمال السلطنه استاد موسيقي و ويولون نواز، در سال 1302 به مدرسه موسيقي وزيري رفت، و از آنجا فارغ التحصيل شد. صبا مشهورترين و بزرگترين نوازنده آهنگهاي ايراني با ويولون است و تاليفات متعددي در موسيقي از او به جا مانده است، از آن جمله، سه دستور ويولون، سه دستور سنتور، دستور سه تار. او نه تنها موسيقي داني بزرگ بود بلكه معلمي شايسته و انساني با كمال فضايل اخلاقي به شمار مي رفت. |
|
|
|
|
#4 |
|
استاد حسین علیزاده
استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد. در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری 1352-51 با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد. او خود نیز همیشه در جست و جوى راههاى دیگرى بوده که دیگران نرفته اند در این سالها علیزاده استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن می پردازند، نوآوری هایی داشته است. مانند ابداع مقام داد وبیداد ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم های راز نو با همکاری گروه هم آوایان و زمستان است با صدای استادشجریان) همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و ...) استاد علیزاده در سال های اخیر در آلبوم های "زمستان است" ، " بی تو به سر نمی شود" و "فریاد" با استادشجریان ،کیهان کلهر و همایون شجریان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همکاری داشته است. فعالیت های هنری استاد: سرپرستی گروه های همنوازی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا، گروه عارف و گروه سازهای ملی، شرکت در چهار دوره هنر شیراز، شرکت در اجرای باله گلستان اثر موریس بژار کنسرت ها: کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز)، شورانگیز ( تالار وحدت)، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان( تالار وحدت)، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت، فرهنگسرای بهمن) خارج از کشور: فستیوال لوس آنجلس، فستیوال هنرهای شرق بولونیا ( ایتالیا)، کنسرت در مراسم افتتاح شهر موسیقی ( پاریس)، کنسرت در موزه واشنگتن، کنسرت به دعوت موسسه جهانی موسیقی( نیویورک) کنسرت های گوناگون در رادیو فرانسه، بلژیک، سوئد، کنسرت در دانشگاه سیاتل (آمریکا) ، دانشگاه ییل (آمریکا)، آلبرت هال لندن، کنسرت با هنرمندان هندی در لوس آنجلس و سانفرانسیسکو. فعالیتهای آمورشی : تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، کانون فرهنگی- هنری چاووش، هنرستان موسیقی، و کلاسهای خصوصی، عضویت در هیات علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست هنرستان موسیقی(پسران) خارج از کشور: تجزیه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه یو. سی. ال. ای. (آمریکا)، دانشگاه سیاتل (آمریکا). آثار آموزشی: ده قطعه برای تار( کتاب، چهار جلد)، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( کتاب)، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)، ردیف مقدماتی ( کتاب سوم هنرستان). هم نوایی برای سازهای ایرانی: نوا، سواران دشت امید، حصار، سرودهای آذربایجان، شورانگیز، راز و نیاز. صبحگاهی، نوبانگ کهن و آوای مهر. تکنوازی(شیوه سنتی): ماهور(تار) و سه گاه ( هجرانی) "تار" تکنوازی ( شیوه ابداعی): ترکمن ( سه تار)، پایکوبی (سه تار)، هم نوایی ( تار)، نوا (تار)، همایون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بیات ترک. ارکسترال: نی نوا، عصیان، واریاسیون های کردی. موسیقی فیلم: چوپانان کویر ( حسین مجوب)، دلشدگان ( علی حاتمی)، گبه ( محسن مخملباف)، زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی)، میراث کهن، زشت و زیبا( احمد رضا معتمدی) نمونه هایی از آثار استاد علیزاده : 1- (8:30) - موسیقی فیلم 2- (2:11)- چهارگاه - بیات ترک (همنوازی علیزاده و حسین عمومی) 3- (6:46)- نوبانگ کهن (همنوازی سازهای ایرانی) 4- (2:34)- پایکوبی (تکنوازی سه تار در چهارگاه) 5- (5:17)- راز نو ( از آلبوم راز نو - همخوانی به همراه تنبور) 6- (5:46)- شورانگیز (آهنگ بیا ساقی از آلبوم شورانگیز) 7- (6:20)- راپسودی برای تار و ارکستر (از آلبوم جام تهی با آهنگسازی فریدون شهبازیان)
|
|
|
|
|
#5 |
|
آژنگ ابراهيم
موسيقي دان دوره قاجار. آژنگ درمدرسه دارالفنون موسيقي تدريس مي كرد. نوازنده ويولن بود و نيز رديف موسيقى آقا حسينقلى فراهانى را تدريس مىكرد. از شاگردان ايشان مىتوان رضامحجوبى، شهباز برمكى را نام برد. نام مستعارش ابراهيم ويولنى بود |
|
|
| تـبـلـيـغـــــــات | |
|
|
|
|
|
#7 | |
|
نقل قول:
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-. حميد متبسم ٢۴/٥/١٣٣٧ در مشهد و در خانواده اي اهل موسيقي به دنيا آمد. اساتيدش عبارت بودند از: علي متبسم، حبيب اله صالحي، زيداله طلوعي، هوشنگ ظريف، حسين عليزاده، محمد رضا لطفي. فعاليت هاي وي تدريس و فعاليت در كانون چاووش، نوازندگي در گروه عارف، تشكيل گروهاي چکاوک و دستان (پس از مهاجرت به آلمان)، تاسيس انجمن تار و سه تار، برپايي سمينار سالانه تار و سه تار از سال هزار و سيصد و هفتاد و سه (هزار و نهصد و نود و چهار)، و شركت در ضبط آثار بيشماري از آهنگسازان معاصر موسيقي ايران بوده است. از آثار منتشر شده وي آهنگسازي براي گروه سازهاي ملي، بامداد، بوي نوروز، نواي دريا، ساز نو آواز نو، سه نوازي دستان، دو نوازي دستان، حنايي و شوريده، برنده عنوان شوک موسيقي از مجله موسيقي لوموند و جايزه بهترين موسيقي سال دو هزار و سه از وزارت فرهنگ فرانسه است. و آثاري كه در دست انتشار دارد: آلبوم گل بهشت (با صداي پريسا)، دلباخته (با صداي شهرام ناظري)، ماه عروس (با صداي صديق تعريف) دوازده نغمه (نت و سي دي) ضرب تار (دو نوازي). آدرس وب سايت حميد متبسم: [جهت مشاهده لینک ها و تگ ها میبایست ثبت نام نمایید] |
||
|
| کاربران متشکر از اين پست: | GsM (15-02-2007) |
|
|
#8 |
|
ني داوود – مرتضي (۱٢۸٠ـ ۱٣۶۹)
در تهران متولد شد. نوازنده تار و آهنگساز و فرزند بلاخان بود. اساتيدش: رمضان ذوالفقاري ( هفت ماه)، آقاحسينقلي ( دو سال) و درويش خان ( سه سال) بودند. از درويش خان تبرزين طلا گرفت ( درويش خان به بهترين شاگردانش مدال تبرزين طلا مي داد). شاگردانش قمرالملوك وزيري، حسين سنجري و اسماعيل كمالي بودند. ني داوود كنسرتهاي بسياري با عارف، ابوالحسن صبا، محجوبي، سماعي، ابراهيم منصوري، قمر و اديب خوانساري اجرا كرده كه از آن ها صفحاتي نيز موجود است. مرتضي خان ني داوود در گروه صبا در راديو تار مي نواخت. او رديف موسيقي ايراني را در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران در راديو ضبط كرده است. صفحه هاي بسياري با قمرالملوك وزيري ضبط كرده است. از بيادماندني ترين آهنگ هاي او مرغ سحر را ميتوان نام برد. |
|
|
|
|
#9 |
|
استاد حسن کسایی
سوم مهرماه تولد استاد حسن کسایی سید حسن کسایی متولد سوم مهرماه سال 1307 در شهر اصفهان است. پدر ایشان مرحوم حاج سید جواد کسایی به موسیقی ایرانی بسیار علاقه مند بود. به همین دلیل منزل آنها همیشه محفل انس هنرمندان و هنردوستان بوده. همین رفت و آمدها به منزل استاد کسایی باعث شد ایشان از دوارن کودکی انس و الفت دیرینه ای با موسیقی ایرانی داشته باشد. حسن کسایی از سن 12 سالگی به محضر استاد مهدی نوایی می رود و مقدمات نی نوازی را از این هنرمند برجسته می آموزد. زنده یاد مهدی نوایی نیز خود از شاگردان زنده یاد استاد نائب اسدالله (برترین نی نواز قرن گذشته) بوده است. استاد کسایی از این چوب خشک نغمه ها و نواهایی بیرون می آورد که شنونده به شدت مجذوب و متاثر می شود. ایشان در نواختن نی سبکی منحصر بفرد دارد که بسیار متنوع و تاثیرگذار است. ساز او مجموعه ای از ذوق و هنر و خلاقیت است. استاد کسایی در مصاحبه ای در مجموعه سرگذشت اساتید نحوه علاقه مندی خود نسبت به ساز نی را اینچنین عنوان می کند: اولین باری که صدای نی را شنیدم. صدای نی پیرمردی ریش سفید بود که نوای نی او به شدت مرا به این ساز علاقه مند کرد. و چندین و چند بار از این پیرمرد درخواست می کردم دوباره بنوازد. پس از این قضیه یک نی تهیه کردم اما هر چه تلاش کردم نتوانستم صدای نی را در بیاورم. حتی کوچکترین صدایی! 2 سالی گذشت تا بالاخره به محضر استاد مهدی نوایی رفتم. سالها بعد استاد کسایی به محضر خداوندگار هنر، شادروان استاد ابوالحسن صبا راه می یابد و نی نوازی را زیر نظر این استاد ارجمند و گرانمایه دنبال می کند. رابطه این دو هنرمند بزرگ بسیار فراتر از رابطه استاد و شاگردی می شود و به یک دوستی عمیق مبدل می گردد به طوری که استاد کسایی تا آخرین روزهای مرگ استاد صبا همیشه در کنار ایشان بود و هنر خود را مدیون این استاد بزرگوار می دانست. در قسمت دیگری از مصاحبه استاد کسایی در مجموعه سرگذشت اساتید ایشان در مورد سبک نوازندگی خود چنین ادامه می دهد: بعد از کار کردن زیر نظر چند استاد از جمله مهدی نوایی و صبا بعدها خودم در زمینه نی نوازی صاحب سبک شدم و بیشتر توجه خودم را به صدای نی معطوف کردم. صدای نی همیشه با یک پارازیت و یک صدای ناصاف همراه بود. و من همه تلاش خودم را کردم تا یک صدای خالص و ناب از نی دربیاورم. و دو دستگاه از دستگاه های موسیقی ایرانی را قبلا با نی نمی نواختند یا اگر می زدند قسمت بسیار کوچکی را می زدند و این دو دستگاه را کامل و به طور کلی نمی توانستند بزنند. اما من با پشتکار و کوشش فراوان توانستم این دو دستگاه را در ساز نی پیاده کنم. در نوای نی سوزی نهفته است که هیچ نغمه ای این شور را ندارد. در نوای ساده و بی پیرایه این ساز کهن و ملی داستانهایی از یادگارهای پیشین از شور و عشق و مستی نهفته است. بدون شک استاد کسایی در طی قرن گذشته برترین نی نواز این دیار کهن بوده است. استاد کسایی از هنرمندانی است که با برنامه های گلها و برنامه تکنوازان سالها همکاری داشته است. استاد کسایی از اولین نوازندگان برنامه وزین گلها بوده است و اولین برنامه های گلها مزین به صدای ساز این استاد گرانبها است. اما استاد کسایی در بین سلسله برنامه های گلها بیشتر با برنامه عرفانی برگ سبز و برنامه عرفانی و پربار گلهای جاویدان همکاری داشته است. استاد کسایی در دوران جوانی به شدت شیفته شعر و ادبیات می شود که مرادی جز آن ندارد و کمتر سخنی می گفت که در آن نامی از مولانا به کار نرفته باشد. آن چنان با خلوص و لطف و صدق دل اشعار مولانا را می خواند که گاهی بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر می شده و حالتی روحانی و عرفانی پیدا می کرده. استاد کسایی که در نواختن نی همانند و همتایی ندارد سراغ ستار نیز رفته و اوقات خود را صرف تکمیل این ساز نیز کرده است. استاد کسایی علاوه بر نواختن نی و ستار به نواختن سازهای دیگری چون سنتور و فلوت نیز آشنایی کامل دارد. استاد کسایی در زندگی هیچ وابستگی و تعلق خاطری غیر از موسیقی ندارد. ایشان هنگام نواختن نی چنان تحت تاثیر قرار می گیرد که انگار در عالم دیگری سیر می کند و گاهی هنگام نواختن نی افراد مجلس را از یاد می برد و چون عاشق زاری به پای معشوق سرشک شادی فرو می ریزد. شادی و غم و لذت و درد او در نوای نیش پنهان است. هر وقت شاد و خوشحال باشد نوای نی او جانانه تر است و هنگامی که غمگین باشد سازش دلنشین تر است چون بیان کننده احساسات و علائق درونی اوست. او همیشه به دامان ساز پناه می برد و با این دلدار سخن می گوید و سخن دل می شنود. استاد کسایی در جایی اظهار داشته است: تا چند سال پیش دوستان با اصرار از من می خواستند تا نواهای عربی را برایشان بنوازم اما حالا به دلیل تلاشهای تنظیم کننده برنامه گلها (شادروان داود پیرنیا) هر جا که می روم از من می خواهند به دنبال صدای خسته خود که مثنوی می خوانم نوای نی را هم همراه کنم. استاد کسایی هنر خود را مدیون استاد صبا می داند و می گوید: دل را باید به یک دلدار داد و در آئین او با یک دل، دو دلبر داشتن رسم ادب نیست. گفته می شود که امروز استاد کسایی در اواخر عمرش گوشه عزلت را گزیده است. در این مورد دکتر داریوش صفوت چنین می گوید: حسن کسایی امروز بزرگترین نوازنده نی ایران است. حال عرفانی در او بسیار قوی است ولی هنوز در راه نیفتاده می گویند از قیل و قال زمانه آزرده شده است و در موطن خود اصفهان کنج عزلت گزیده است. اشخاص ظاهر بین این را دلیل بر ناراحتی روانی او دانسته اند. اما اهل نظر معتقدند که این طلیعه تحولات بزرگی در این نابغه نی است. به نظر ما اینکه استاد کسایی با احترامی متهورانه از اجتماع پر قیل و قال و از ماجراهای آن بریده و در خلوت نشسته می تواند ردیف های موسیقی را روی نی پیاده کند و خدمت بزرگی را به هنر و تمدن ایران انجام دهد. استاد کسایی علاوه بر نواختن چندین ساز از صدای دلنشینی نیز برخوردار است و مدتی آوازها و گوشه های موسیقی ایرانی را زیر نظر استادان ادیب خوانساری و تاج اصفهانی آموخته بود. امروزه ردیف حسن کسایی جزء با ارزش ترین ها محسوب می شود و گوشه ها و ردیف موسیقی ایرانی را با آواز و ستار اجرا می کند. استاد حسن کسایی با هنرمندانی چون ابوالحسن صبا ، مرتضی محجوبی ، حسین یاحقی ، ادیب خوانساری ، جلیل شهناز ، تاج اصفهانی ، اکبر گلپایگانی ، رضا ورزنده ، غلامحسین بنان ، جواد معروفی ، احمد عبادی ، حسین قوامی ، حسین تهرانی ، عبدالوهاب شهیدی ، عبدالعلی وزیری ، فرهنگ شریف ، ایرج ، محمودی خوانساری ، حبیب الله بدیعی ، اصغر بهاری ، پرویز یاحقی ، همایون خرم ، جهانگیر ملک ، امیر ناصر افتتاح ، علی تجویدی ، مهدی خالدی ، فرامرز پایور ، منصور صارمی ، محمدرضا شجریان ، مجید نجاحی ، اسدالله ملک ، فضل الله توکل ، لطف الله مجد و ... همکاری داشته است. خاطره ای از استاد حسن کسایی: از راديو برگشته بوديم ، غروب بود و خيابان خلوت و آرام . با استاد صبا و استاد مرتضي محجوبي به انتظار درشكه ايستاده بوديم . آن وقت ها وسيله نقليه موتوري نبود ، اگر هم بود به تعداد انگشتان دست بود، درشكه ها اغلب با مسافر از مقابل ما مي گذشتند . زماني بعد درشكه اي در برابرمان ايستاد. درون درشكه دو مرد تنومند كه ظاهر لوطي هاي سرگذر را داشتند نشسته بودند ، يكي از آنها پياده شد و با همان لحن خاص اين جماعت به استاد صبا كه ويلن در دست داشت و ما تحكم كرد كه سوار شويم . هر سه نفر مدتي هاج و واج مانده بوديم ، لوطي گفت : ما در اين غروب دلتنگيم ، بايد به خانه ما بيايد و برايمان ساز بزنيد! جاي امتناع نبود ، چون ترديد ما را ديدند يكي از انها فرياد كشيد كه ما و سازمان را در هم خواهد شكست ! ناچار سوار شديم بعد به خانه شان رسيديم . مدت زماني بعد يكي از آنها رو به استاد صبا كرد و گفت : بزن ، استاد به ناچار ويلن را بر شانه گرفت . ساز را كوك كرد و شروع به نواختن نمود ، هنوز لحظاتي كوتاه از ساز زدن نگذشته بود كه يكي از همان مرد ها با حيرت و كنجكاوي رو به استاد صبا كرد و گفت : ببينم تو استاد صبا نيستي؟ صبا با خنده گفت : باشم يا نباشم مهم اين است كه فرصتي دست داده تا در خانه شما بپاس بي ريايي و محبت و جوانمرديتان سازي بزنم . مرد اصرار كرد و چون دانست واقعا خود استاد است . ساز را از دست استاد گرفت ، بر دست او بوسه زد و زار زار گريست و از اينكه با استاد چنين رفتار و تحكمي داشته عذر خواهي كرد. من بوضوح بغض و گريه صبا را ديدم. استاد برخلاف اين درخواست ، با شور و هيجان بيشتري نواخت و به من نيز فرمود كه به همراهش ني بنوازم. آن شب يكي از شبهاي فراموش نشدني زندگي من است. منبع: فصلنامه هنر پاییز - 1364 - مصاحبه با استاد حسن کسایی از خداوند متعال خواهان سلامتی و عافیت و طول عمر برای استاد حسن کسایی هستیم |
|
|
|
|
#10 |
|
بسیار عالی بود من تا حالا مقاله به این کاملی از استاد بنان نخونده بودم
با تشکر |
|
|
| کاربران متشکر از اين پست: | nazila637 (10-06-2007) |
| تـبـلـيـغـــــــات | |
|
|
|
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| كاربران در حال ديدن موضوع: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهاي موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمايش | |
|
|